شهریور۲۴۱۳۸۸
بارون
نظر
وقتی توی بارون با لباسهای خیس رسیدم خونه، برادرم گفت: چرا چتر نبردی؟!! خواهرم گفت: خوب صبر میکردی تا بارون بند بیاد، بعد میرفتی بیرون!!! پدرم با عصبانیت گفت: وقتی سرما خوردی، بهت میگم! اما مادرم… در حالی که موهام و خشک میکرد، گفت: چه بارون بیخودی! نمیتونست صبر کنه تا بچه ی من برسه خونه؟





